خرید بک لینک

خط خطی های دل من

در خط خطی های من، ضمیر تو مصداق ندارد...فردیست بی هویت مادی... فریاد من از شکستن نیست،از نشکستن است

قله همیشه تنهاست....

اونوقته که کلی وقت داری تا فکر کنی و فکر کنی راجع به همه چیز! مثلا راجب پاییز! یا راجب اینکه قله سمته راستیه به ماه نزدیک تره یا چپیه! یا مثلا اگه سالوادور دالی با شریعتی تخته نرد بزنه کی میبره یا .....

اونوقته که میتونی از اون بالا ببینی تمام چیزایی که تا الان صبح تا شب براش جون کندی چقدر کوچیکن و حقیر! میتونی از اون بالا ببینی که آدمی که یه زمانی شبا با فکر کردن بهش خوابت میبرد الان با یکی دیگه خوابیده... میتونی ببینی آدما صبح تا شب دنبال چین و اون چیزا شب تا صبح دست کی ان.... اونوقت دیگه دغدغه داشتن یه سری اشغاله بی ارزش و بی مصرف تمام ذهنتو مشغول نمیکنه و وقت داری یه گلدون با یه گل خوشگله سرخ توش داشته باشی! میتونی کلی مراقب گلت باشی... سر وقت آبش بدی... براش آواز بخونی ... باهاش درد و دل کنی و بهش از لذت تنهایی تو کوه بگی...  اصن زمستونا که شبا درازه وقت میکنی شازده کوچولو رو شبی شیش هفت بار بخونی...

اگه میخوی بالای کوه زندگی کنی باید اهل همون بالا بالاها باشی.. باید اهل نگاه کردن به شهر و شلوغی های شهر از بالا باشی...

و مهمترین چیز اینکه اگه میخوای بالای کوه زندگی کنی باید همیشه و همیشه چایی تازه دم داشته باشی!  شاید یه کوهنورد تنها راهش و گم کرد و تو شدی تنها پناه و تنها امیدش... اونوقت میتونی با یه چایی تازه دم و چند تا شعر ازش پذیرایی کنی... ولی یادت باشه... کوهنوردا مسافرن... موندنی نیستن.... تو فقط قراره گرمش کنی و خستگیش از دنیا رو در کنی ! نه هیچ چیزه دیگه... کوهنورد اهل این بالا نیست... میاد و وقتی از هوای قله اشباع شد برمیگرده.... به کوهنوردا دل نبند... قله همیشه تنهاست....

برچسب: نویسنده: ماهان کمالی تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 15:00

صفحه بندی